[021 66 56 92 02]

      مارا دنبال کنید 

[3000 82 88 48]

| جدیدترین پرونده ها |
پرسه در ملکوت
ورزش، نرمش، زندگی
بوی ماه مدرسه
به‌ نام وطن
ساکنین طبقات میانی
خانه امن
ابونائله گفت:‌ ای ابن اشرف، من به حاجتی نزد تو آمده ­ام. آن را نهان دار. كعب بن اشرف گفت: چنين كنم. گفت: آمدن اين مرد [رسول خدا] بليّه‌­ای بود كه عرب­ها را به دشمنی با ما [اهل مدينه] برانگيخت و راه­‌های تجارت بسته شد و به سختی‌ها افتاديم. گفت:‌ مرا پسر اشرف گويند. پيش از اين گفته بودم كه عاقبت كار چنين می‌شود. گفت: مرا يارانی هست كه هم‌رأی منند. می‌خواهم آنها را نزد تو آورم تا آذوقه‌شان دهی و ما سلاح خويش به وثيقه می‌­گذاريم. [می‌خواست كه وقتی با سلاح نزد كعب می‌­روند، بدگمان نگردد.] آن‌گاه همگان نزد پيامبر آمدند و آماده عزيمت به مأموريت خويش شدند. رسول خدا تا بقيع غرقد، همراهی‌شان كرد و فرمود: «به نام خدا برويد» و دعايشان فرمود.