[021 66 56 92 02]

      مارا دنبال کنید 

[3000 82 88 48]

| جدیدترین پرونده ها |
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار...
ناکجا، آباد؟!
تو را کیمیایی دهم چاره ساز
چرا لیلی دیر به مجنون می رسد؟
بفرمایید یلدا
خانم مهندس‌های بی‌کار
داستانک
اسمش «طولانی‌ترین شب سال» بود؛ خودش کوتاه بود. هنوز بین خوردن باسلوق‌های شیرین و تخمه‌های شور دو دل بودی که یکی از راه می‌رسید. تا همه برسند، سفره پهن شده بود و بوی کوفته تبریزی و قورمه سبزی مامان‌بزرگ درهم می‌آمیخت و تا سفره جمع شود، نیمِ پر شب با شربت بهارنارنج تمام شده بود. مانده بود انتهای دل‌نشین و باریکی برای رد شدن از حافظ و فال‌هایی که بابابزرگ می‌گرفت. می‌گفتند رد خور ندارد...